![]() ![]() |
|
خط مي كشي ---خط مي كشي ---خط روي ديوار/ خسته نمي شي لعنتي اصلا از اين كار؟!! می خواستم با یه کار جدید بروز کنم. اما کارا همه یا نیمه کاره موندند یا حوصله و وقت تایپشون رو نداشتم.همینه که هست. حالا واسه اینکه خودمو شرمنده کنم با یه کار قدیمی و تکراری!خب؟
... و باز، حس خداحافظيِ اجباري صداي قهقهه در ،مجلس عزاداري دوباره پنجره هايي كه رو به ديوارند و باز/ ميكنيش، بدترين خود آزاري شبيه حس زني كه... كه بد كتك خورده و مرد آمده بالا سرش پرستاري ...و طعمِ تلخِ تو هم دوستم نداري در زبان طعنه به معشوقه هاي بازاريâ كه لمس ميكني و لمس ميشوي ، اما... تمام لذت زن از تو، پول سيگاريâ كه روي تخت تو گيرانده مي شود غمگين در انتظار زماني كه پول بشماري (درست مثل كسي در مراسمي رسمي كه بي خيال تو پوشيده زير شلواري مهم نبوده مخاطب براي اين شاعر مهم نبوده كجاهاي شعر،تكراري) <<< دو دستِ لختِ سفيد و زمينه اي تاريك جنازه اي كه در عمقِ زمين، به حفاريâ فرو كشيده شدم تا جهنمي نَمدار ... فرشته اي كه نمي سوختم _به ناچاريâ شدم گناه بزرگي كه آتشت ميزد هوا عوض شده باران _ گرفته انگاريâ خدا جنونِ زنانه... لطافتي وحشي صداي خوردنِ باران، به شيشه را داري؟ دو چشمِ خيسِ معلق،كه در فضا ماتَند به شكل هندسيِ قبر،مثل بيماريâ كه باورش شده يك عمر مردگي كرده كه خونِ لخته ي زن بوده در رگش جاري <<< صداي قهقهه ي يك خداي اخراجي كفِ مرتبِ اجســــاد، در عــزاداري گرفته گريه اش اما ... بلند ميخندد كه بر نيامده از دست هيچكس كاري |
|
|
![]() پست الکترونیک آرشیو |
| آرشیو موضوعی |
|
غزل شعر سپید |
|
|
|
تیر 1387 فروردین 1387 مهر 1386 مرداد 1386 خرداد 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 دی 1385 تیر 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 |
|
Design by
SaDeGh
|