غزل ، نسبتا قديميه و تازگي پيداش كردم تو نوشته هام و بهش توجه كردم/ خيال ناله كردن ندارم اما اينروزا خيلي دلم شكسته از بي انصافي آدما ، از قضاوتاشون/تهمتاشون... فقط به خاطر اينكه دختري ولي با اطرافيانت مثل انسان برخورد ميكني فراي جنسيتشون موصوف هر صفتي ميشي ،حتي وقتي كه دور ميشي از دنياشونو مدتها از همه ميبُري بازم بي خيالت نميشن و با ذهن عليلشون شخصيتت و ارزشهاتو از روي شعرت اونطور كه ميخوان و خودشون هستن تحليل ميكنن و واسه ديگران افسانه ميسازن! نمي دونم ... شايد واقعا درست تر بود كه مخاطب تمام شعرهام مادري باشه با بهشت زير پاش و پدري با دستهاي زحمت كش. شايد بايد فقط براي خانم معلم وگلها و خداي مهربونم و تا شقايق هست...اما زندگي عوض شده ... ديشب داشتم "قلم پرها " رو دوباره ميديدم و شخصيت كيت وينسلت تو اين فيلم چقدر برام ملموس بود/ قصد داشتم وبلاگو تعطيل كنم...حتي شعر رو؛ حيف! آدم ِ جا زدن نيستم... نبوده بودم... هيچ وقت!
پس اين دو تا رو فعلا داشته باشيد:
1
هنوز ميكند آرام در كفن،گريه
جنين ِ نا متولّد ، سكوتِ زن...
گريه...
كَسي نبود،كسي نيست با تو،تنهايي
فقط تويي كه در اين شعر،رو به من...
گريه...
: تكان نخور كه در اين عكس ، تار خوا...هَم زد
ورق بكش...وَ بخوان؛حكم : يك دَهَن گريه؛
تكان نخور! به خودت هي نيا كه يعني چه!!؟
تو يك مجسّمه از روح، در بدن:
... گريه!
تو را به قبر ِ خودم/اشتباه/يعني تو...
جنين ، جنازه ، جنون...گور،گوركن،گريه
... و آبِ پاكي ِ زن ريخت روي مردي كه
"فقط فرو...كه... فرو رفته در لجن،"
گريه...
چقدر بغض؟ - صدايي كه هي نمي آيد!-
رديف در غزلم مُرد؛جان بِكَن گريه!
---
صداي واگُنِ تنها، كه در سراشيبي
صداي جيغ كسي از تهِ ترن ...
....
....گريه
2
دندان پلنگي كه روي گلدان ِ تو نقّاشي كردم
لق شده
داركوب ها، درخت مي تَركانند!
سفالِ اين گلدان
خاكِ جنگل، قبول نمي كند
ببين!
صداي روح ِ درختهای مرده در آوردم
رنگت پريد
حالا
هرچقدر خواستي
ژنِ پلنگ به خودت تزريق كن
ماه ،
از تكنولوژي تو دندان در نمي آورد كه!